حدیث روز :
امام باقر (ع) می فرماید : فقيه حقيقى، زاهد در دنيا، مايل به آخرت و چنگ زننده به سنّت پيامبر اكرم(ص) است.


» » » » خبرنگار شخصی است که دغدغه های مردم به دوش اوست
تاریخ انتشار: 14-05-1395, 22:30
پ

گپی با «رقیه بشارت نیا» به مناسبت روز خبرنگار؛

خبرنگار شخصی است که دغدغه های مردم به دوش اوست

خبرنگار شخصی است که دغدغه های مردم به دوش اوست

 

مرداد ماه سالروز شهادت «محمود صارمی» خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف افغانستان که به روز خبرنگار نامگذاری شده است بهانه ای شد تا با «رقیه بشارت نیا» خبرنگار و روزنامه نگاری که سال هاست دراین حرفه فعالیت دارد باب گفتگویی را باز کنیم.

...

خبرنگار شخصی است که دغدغه های مردم به دوش اوست

 

 

17 مرداد ماه سالروز شهادت «محمود صارمی» خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف افغانستان که به روز خبرنگار نامگذاری شده است بهانه ای شد تا با «رقیه بشارت نیا» خبرنگار و روزنامه نگاری که سال هاست دراین حرفه فعالیت دارد باب گفتگویی را باز کنیم.

به گزارش کاوش نیوز ، به نقل از " مینوخبر " ، وی ده سال است که در کار خبری و گزارش نویسی فعالیت دارد و معتقد است که در کار هنر باید بسیار زحمت کشید تا به موفقیت رسید. هنر یعنی شکستن و تواضع در مقابل خداوند که هنرمند واقعی است. حرفه خبرنگاری حرفه ای پر مشقت اما هیجان انگیز است. وی بر این باور است که خبر نگار واقعی  شخصی است که دغدغه های مردم به دوش اوست  بدون اینکه چشم داشتی از مردم داشته باشد.

س: در باره حرفه خبرنگاری چه نظری دارید؟

* به نظرم هر یک از ما که می خواهیم این حرفه را دنبال کنیم باید درنظر بگیریم که این حرفه فراز و نشیب های زیادی دارد. در حرفه خبرنگاری همیشه نکات مثبت دیده نمی شود. یک وقت باید در سختی ها و خطرات روبرو شد با مشکلات مواجه شد و بسیاری از خطرات را به جان خرید؛ درواقع نوشتن خبر و گزارش مثل مبارزه است. قلم شما بعنوان اسحله ای می ماند که شاید به قیمت جانت هم تمام شود و اصولا خبرنگار به منظوری که اشاره کردم هیجان دارد و بسیار شغل مقدسی است زیرا با روشنگری یک خبرنگاری که در راه حقیقت قلم می زند همانند یک سفیر و نماینده حق راه را از باطل جدا می کند و مخاطبان را به سمت روشنگری و بصیرت راهنمایی کرده و راه نجات و غریق نجات است. بنابراین دراین مسیر باید آبدیده شد و هر چه جلوتر گام برداری به مسئولیت این شغل پی خواهی برد. و اگر راه باطل را پیش بگیرد سفیر شیطان و چه بسا خود شیطان خواهد بود. اینجاست که گفته می شود خبرنگاران چشمان تیز بین جامعه هستند و یا در جایی دیگر گفته می شود خبرنگاری شغل انبیاست.

س: به نظ شما وظیفه یک خبرنگار چیست؟

* بهتره بگویم وظیفه هر انسان در مقابل شغلی که انتخاب می کند چیست؟ ما در هر جایگاهی که قرار داشته باشیم باید صداقت و درستی را سرلوحه کارمان قرار دهیم فرقی نمی کند که جایگاه داشته باشی یا نه!! همین که در برابر مردم قرار می گیری که وظیفه ای را انجام دهی خود مسئولیت می طلبد و صداقت و درستی را باید چاشنی کار کرد وگرنه آن کار و آن وظیفه هیچ ارزشی ندارد. البته این مسئله خیلی مهم است که در جامعه هر کس در جایگاه خود مسئولیت خودش را به نحو احسن انجام دهد. با این عمل هم جامعه هم خودش ساخته خواهد شد و اینکه موجب رضایت خداوند را هم در بر دارد. احساس رضایت مندی از انجام وظیفه خیلی شیرین است. من نمی خواهم زیاد حرف بزنم که خوانندگان شما خدای ناکرده خسته شوند اما این بزرگترین دغدغه ای است که من در جامعه مشاهده می کنم. البته نمی خواهم تمام ادارات و نهادها را متهم کنم اما در بیشتر موارد مردم و اربا ب رجوعان در سختی می افتند و اشخاص بقدری کم کاری دارند که اگر در طول روز کار مفید آنان محاسبه شود به یک ساعت هم نمی رسد و این بزرگترین درد جامعه ماست. خبرنگاران صداقت و احساس مسئولیت را باید همواره در حرفه و قلم خود بکار ببرند.

س: چه طور می توان یک خبرنگار و یا هنرمند واقعی شد؟

* در کار هنر باید بسیار زحمت کشید تا به موفقیت رسید؛ هنر یعنی شکستن و تواضع در مقابل خداوند که هنرمند واقعی است. حرفه خبرنگاری حرفه ای پر مشقت اما هیجان انگیز است. خبرنگار واقعی  شخصی است که دغدغه های مردم به دوش اوست  بدون اینکه چشم داشتی از مردم داشته باشد. اما هنرمند واقعی شدن بسیار سخت است. این را نگفتم که مخاطبان وارد هنر نشوند به این خاطر اشاره کردم که در رسیدن به قله های موفقیت هنر باید زیاد زحمت کشید. اگر عاشق هستی در راه هنر قدم بگذار و اگر طالب هستی بدون در نظر گرفتن منفعت مالی گام بردار مطمئن باش وقتی با  نیت آموختن و خدمت  وارد شدی به منفعت مادی هم خواهی رسید. در هنر باید ذوب شد تا روشنایی و نور و زیبایی هنرت را ببیند. هنر تجلی و تراوش ذهن هر انسانی است. بنابر این برای انتخاب رشته هنری باید اولین مرحله درونمایه و استعداد خود را بسنجی بعد وارد شوی. نمیگویم که اگر درونمایه نداشته باشی نمی شود وارد هنر شد بلکه اگر استعداد در رشته انتخابیت نداشته باشی موفق هستی اما برنده نخواهی شد. چه بسا در رشته های دیگر هنر توانمند باشی پس اول سنجش درونی مهم است اگر می خواهی که موفقیت را زود تجربه کنی.

دوم تلاش و پشتکار زیاد از مواردی است که کمک می کند تا موفق شوی. در شکست ها هرگز نا امید نشوید و با توکل به خدا و تکیه به پروردگار و با همت بلند موفقیت حاصل خواهد شد. اگر در هر کاری ساعت ها درگیر شدی و احساس خستگی نداشتی بدان که در آن کار موفق هستی و خواهی بود. انسان عاشق هرگز نه خسته می شود و نه ناامید. از طرفی با کاری که انجام می دهد احساس رضایت قلب و روحش حاصل می شود.

خبرنگار شخصی است که دغدغه های مردم به دوش اوست

 

س: چطور شد که خبر نگار شدید؟ آیا خاطره ای دارید تعریف کنید ؟

بله من از دوران  کودکی و در دوران ابتدایی علاقه زیای داشتم که انشا بنویسم، حتی انشای بچه های دیگر را هم من می نوشتم؛ کار ندارم کلا مثل کاتب ها همیشه دوست داشتم بنویسم تا اینکه بزرگتر شدم نوت برداری می کردم. آن زمان نمی دانستم چکار می کنم فقط برای دلم در دفتر بعضی جملات را ثبت می کردم تا اینکه تحصیل کردم و دپیلم گرفتم. همزمان دو فزرند هم داشتم چند سالی هم در حوزه علمیه مینودشت مشغول تحصیل بودم. به هر حال بگذریم دو سالی هم در مجمع تحلیل سیاسی بسج تحصیل کردم. عضو انجمن شعر و ادب اداره ارشاد شهرستان مینودشت هم بودم .در تمام این مدت همیشه مقاله و حتی داستان هم می نوشتم. تمام این سال ها سعی کردم اکثر هنرها را امتحان کنم و مدرک بگیرم اما هیچکدام مرا آرام نمی کرد. وارد دانشگاه پیام نور شدم و مدرک کارشناسی علوم سیاسی را از دانشگاه پیام نور گرگان گرفتم.

همچنان احساس رضایتمندی نداشتم تا اینکه به پیشنهاد یکی از دوستانم که گفت: «شما چرا خبرنگار نمی شوی؟ روحیه شما برای خبرنگار شدن  بسیار مناسب هست» این پیشنهاد تلنگری شد تا اولین قدم را بردارم و در خبرگزاری شبستان بعنوان خبرنگار خودم را محک بزنم. البته در چند ماه اول هیچ چیز از نحوه  تنظیم خبر بلد نبودم و هیچ کلاسی هم نرفته بودم فقط چون نوشتن را دوست داشتم خبر می فرستادم. 4ماه اخبارم منتشر نشد و من هم در این زمینه اعتراضی نمی کردم و همچنان خبر تولید می کردم تا اینکه سردبیر به من گفت شما خسته نشدی این 4 ماهه خبر می فرستی و منتشر نمی شود؟ هیچ اعتراضی هم نداری! من گفتم نه، حتما اشتباه زیاد بوده که منتشر نشده است؛ بالاخره یاد می گیرم و نواقصم برطرف می شود. خوشبختانه از ماه بعد اخبار ارسالی من منتشر شد.

 با بیشتر خبرگزاری ها همکاری داشتم، خبرگزاری شبستان، ایکنا، ایرنا، فارس و هفته نامه های همزیستی و پژواک سخن، سایت خبری گلستان ما، سایت تولید محتوای مطبوعاتی تهران. در حال حاضر فقط با هفته نامه پژواک سخن  و سایت تولید محتوای مطبوعاتی همکاری دارم . گاهی وقت ها هم با سایت مینو خبر . امیدوارم که همکارانم از من راضی باشند.

س: چه خبرها و گزارش هایی کار کردین که به دل خودتان خیلی نشسته است ؟

 البته خبر خیلی کم کار می کنم اما تمام گزارش هایی که نوشتم را دوست دارم چون یک رابطه خوب با آن ها برقرار می کنم.

در نگارش گزارش مخصوصا سفرنامه ای و یا وصفی به قدری غرق می شوم که خودم را در وسط آن همه ماجرا می بینم و این برای من لذت بخش است. یادم می آید برای گزارش آبشارهای روستای «ساسنگ» مینودشت من و چند نفر از همکاران تا محل آبشار پیاده رفتیم و من هر لحظه عکس می گرفتم تا بعدا بتوانم با احساس بنویسم.

روستای «چمانی» هم چشمه و آبشار زیبایی دارد که من لحظه به لحظه از آن عکس گرفتم بعد یک گزارش با احساس نوشتم.

یک یاداشت با عنوان " یلدا شب بیاد ماندنی، دست بزرگترین های زندگی ات را ببوس" برای شب یلدا با آقای «غلامعلی نسایی» دبیر انجمن نویسندگان استان گلستان با هم نوشتیم که من خیلی دوست دارم چون هر بار و هر شب یلدا که آن را بخوانید همیشه زنده است و تازگی دارد. یا مصاحبه  با آقای زیانی پیرغلام نمونه گلستانی خیلی برام جالب بود چون از خاطرات و اتفاقاتی می گفت که در مراسم ابی عبدالله برایش معجزه وار اتفاق افتاده بود. مصاحبه با مادر و همسر اولین شهید مدافع حرم  شهید «غلامعلی تولی» که خاطرات همسرش واقعا آدم را منقلب می کرد، سفرنامه راهیان نور اصحاب رسانه استان گلستان با تیتر " زائران طلائیه بارانی می شوند " ، گزارش های اقتصادی زیادی هم نوشتم یکی از آن ها تیترش هست " زنجیره های مزیت دار در گلستان" . مطالب خیلی زیاد هست که بخواهم بگویم ولی از حوصله خوانندگان خارج است. البته این را هم خدمت شما عرض کنم که بیشتر سوژه هایی که کار کردم سوژه هایی بوده که از قبل در مورد آن تحقیق می شد، نیازمندی استان سنجیده می شد و بعد از من می خواستند که روی موضوع کار کنم؛ پس همه گزارش ها به نسبت خوب بودند.

کلام آخر؟

جا داره این جا از همکار محترم جناب آقای «سید محمد مهدی حسینی» مدیر مسئول هفته نامه «پژواک سخن» تشکر ویژه داشته باشم چون من بعد از چند ماهی که در خبرگزاری شبستان همکاری داشتم کارم را با هفته نامه پژواک سخن آغاز کردم و تا الان هم ادامه دارد. از اقای حسینی تشکر می کنم چون واقعا به من اعتماد کرد و در سال هایی که شاید هیچ مدیر مسئولی حاضر نمی شد مطالب مرا که خیلی هم اشکال داشت چاپ کند ایشان با شجاعت تمام چاپ می کردند و باعث می شدند انگیزه من برای تلاش بیشتر شود. اگر امروز اینجا هستم، البته هنوز اول راهه بیشتر مدیون ایشان هستم. البته آقای حسینی نه تنها به بنده لطف داشتن بلکه چندین نفر دیگر از همکاران بنده در همین هفته نامه شاگردی کردند و امروز به عنوان خبرنگار موفق مطرح هستند. از خانواده ام هم تشکر می کنم که بنده را همچنان تحمل می کنند.

آخرین جمله ام را این گونه تمام می کنم که خبرنگاری علم، عشق و هنر است. اگر عاشقی بسم الله، زیرا پیامبران هم به نوعی پیام رسان و خبر رسان بودند. خبرنگاری مشقت های زیادی دارد. اما اگر عاشقی بسم الله، در عشق سنجیدن مادیات معنا ندارد زیرا که این شغل معنویت را جایگزین مادیات ساخته است.

انتهای پیام/

 


ارسال نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.